چشمان من
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
  • تعداد بازدید: ۴۷۵

چشمان من

#چشمان-من

"زبان چشمان من، مهم ترین قسمت من است. من هر روز با زبان چشمانم، داستان های بی پایان را می نویسم. این چشمان، شاهد همه ی زیبایی ها و تلخی های زندگی من هستند. اولین باری که عشق را در دیدار چشمان یک نفر دیدم، خودم را در دنیایی دوست داشتنی تر از روزهای گذشته دیدم. اما آن روز، همچنین نزدیک ترین دوست من را از دست دادم. تنها چیزی که من را به روزهای بعدی می چسباند، نگاهی است که هرگز فراموش نخواهم کرد.

اگر چشمان من می توانستند صحبت کنند، به شما می گفتند که چقدر زندگی ارزشمند است. چشمان من دیده اند که چگونه یک بچه با لبخندی مهربان، دنیای من را روشن کرد. آنها همچنین شاهد بودند که چگونه زخمی شدم، اما با قدرت خود، دوباره ایستادم. این چشمان، شاهد لحظاتی بودند که گریه کردم، اما همیشه با امید و تلاش، به سمت جلو حرکت کردم.

این چشمان، داستان من را می گویند، داستانی از عشق، امید و پایداری. امیدوارم هرگز دیدار آنها را از دست ندهم، چرا که آنها نقطه ی شروع و پایان داستان زندگی من هستند."

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

داستان روشنای امید
داستان روشنای امید
فصل اول: روزهای تاریک سایه‌ها از دیوار اتاقم بالا می‌رفتند و پایین می‌آمدند. شب و...

#جستار#بالش قهوه‌ای
#جستار#بالش قهوه‌ای
#جستار_بخوانیم   من، بالش قهوه‌ای، در این خانه‌ی قدیمی، شاهد داستان‌های بی‌شماری بوده‌ام. هر روز، صاحبم را...

کتاب، رؤیا، عشق، آرامش، امید
کتاب، رؤیا، عشق، آرامش، امید
#دلنوشته    دلنوشته‌ای به تو که در قلبم جای داری و  به هر چیزی که در زندگی‌ام...

معرفی میرجلال‌الدین کزازی
معرفی میرجلال‌الدین کزازی
28 دی زادروز میرجلال‌الدین کزازی، شاعر، نویسنده، مترجم و استاد ادبیات فارسی است. او در...

ارسال نظر برای «چشمان من»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا

یارکتاب را دنبال کنید
برای اطلاع از مسابقات جدید، اعلام نتایج، جوایز و اخبار یارکتاب عضو کانال یارکتاب شوید.