شعر در آتش یاد
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۱/۲۹
  • تعداد بازدید: ۵۱۱

شعر در آتش یاد

حیرانم، همچو دیوانگان،

سرافکنده در سایه های کردار خویش،

ویرانه ای از طوفان خاطرات،

می سرایم؛

نقش عشق،

آتشی سوزان در خیالم،

شعله ور.

خاموش تر از نجوای فریادها

در دل سکوتی ژرف

هراسانم،

از تیرگی و ظلمت خویشتن.

دلشکسته تر از همیشه،

و در زنجیر یادها

آیینه ها فریاد می زنند،

شعرهای ناب را،

در هر تار و پود وجودم

تجلی می کنند

با چشم دل،

به تصویر می کشانم،

خویش را

می سرایم

نقش یاد را،

نقش عشق،

سرافکنده از کردار خویش.

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

دلنوشته قفسی به نام ذهن
دلنوشته قفسی به نام ذهن
نمی‌دانم آن چیست که مرا آزار می‌دهد! شاید افکار مزاحم و آزار دهنده روحم را...

شازده کوچولو
شازده کوچولو
‍ #معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #شازده_کوچولو #آنتوان_سنت_اگزوپری #مترجم_مجید_مردانی   داستان شازده کوچولو شرح حال مسافری کوچک به نام شازده کوچولو و رخدادهای زندگی...

# لحظه‌ها
# لحظه‌ها
#شعر_بخوانیم  #لحظه‌ها  زندگی در تکاپوی لحظه‌هاست در هوای هر نفس، غم و شادی هم‌راستا چشمانم به دور دست‌ها می‌نگرد  چه‌قدر...

وصال
وصال
خوشا غرق شدن در کلمات   غرق وجود در دریاهای دانایی خوشا کشف دنیایی تازه...

ارسال نظر برای «شعر در آتش یاد»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا

یارکتاب را دنبال کنید
برای اطلاع از مسابقات جدید، اعلام نتایج، جوایز و اخبار یارکتاب عضو کانال یارکتاب شوید.