یلدا
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۰۶
  • تعداد بازدید: ۵۸۴

یلدا

#دلنوشته_بخوانیم

یلدا، شبی است که بوی مهربانی می دهد. در این شب، تاریکی، هرچقدر هم که طولانی باشد، در برابر امید به زانو درمی آید. یلدا قصه ای است از خورشید و زمین، از جنگ ونبرد میان نور و تاریکی، از تولدِ روشنایی در دل سیاهی.

وقتی نام یلدا را می شنوم، قلب من به یاد هزاران خاطره می تپد. کنار هم نشستن، لبخندهای گرم، صدای دلنشین قصه های مادر بزرگ و طعم شیرین انار و هندوانه. هر دانه از انار، انگار رازهای دل زمین را به من می گوید و هر برش از هندوانه، وعده ای برای روزهای روشن تر است.

یلدا یعنی باور به زندگی، به گذر زمان و به اینکه حتی طولانی ترین شب ها هم پایان دارند. یلدا یعنی جمع شدن زیر یک سقف، کنار عزیزانی که گرمای وجودشان سرمای زمستان را بی رنگ می کند.

امشب، شب فال حافظ است. شب شنیدن شعرهایی که از دلهای عاشق و امیدوار برخاسته است. شب یلدا شب نگاه کردن به چشمان همدیگر است، شب لبریز شدن از عشق و سپاس برای این که هنوز با همیم.

آه یلدا... من چه خوشبختم که تو را دارم! تو به من یاد می دهی که در دل تاریکی، همیشه جایی برای نور هست. تو درس زندگی می دهی، درس امید، درس عشق.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۶) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شازده کوچولو
شازده کوچولو
‍ #معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #شازده_کوچولو #آنتوان_سنت_اگزوپری #مترجم_مجید_مردانی   داستان شازده کوچولو شرح حال مسافری کوچک به نام شازده کوچولو و رخدادهای زندگی...

# لحظه‌ها
# لحظه‌ها
#شعر_بخوانیم  #لحظه‌ها  زندگی در تکاپوی لحظه‌هاست در هوای هر نفس، غم و شادی هم‌راستا چشمانم به دور دست‌ها می‌نگرد  چه‌قدر...

شعر
شعر
#شعر_بخوانیم  چشم‌هایم  چون دو اقیانوس بی‌کران   در انتظار باران نگاه تو تشنه مانده‌ است لیلا_طاهری‌نژاد ...

دلنوشته قفسی به نام ذهن
دلنوشته قفسی به نام ذهن
نمی‌دانم آن چیست که مرا آزار می‌دهد! شاید افکار مزاحم و آزار دهنده روحم را...

ارسال نظر برای «یلدا»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا

یارکتاب را دنبال کنید
برای اطلاع از مسابقات جدید، اعلام نتایج، جوایز و اخبار یارکتاب عضو کانال یارکتاب شوید.